بدون دسته

روح های خطا کار

روح ها خطا کار
بعضی روح ها آنچنان معیوب و آسیب دیده هستند که از مسیر طبیعی و همگانی بازگشت به وطن اصلی، کنار گذاشته و منزوی می شوند. تعداد این روح ها زیاد نیست اما از لحاظ تاثیر گذاری روی دیگر روح ها بسیار مهم است. روحهای خطا کار به دو دسته تقسیم می شوند :
۱- آنهایی که نمی خواهند واقعیت مرگ جسم خود را قبول کنند و به دلیل اظطراب و نگرانی شخصی در مقابل بازگشت به برزخ مقاومت شدید می کنند.
۲- گروه دوم آنهایی هستند که به جهت ارتباط با همدستی با تبهکاریهای جنایت گونه در لباس بشری، روح آنها آسیب فراوان دیده و معیوب شده اند.
گروه اول منزوی شدن را خودشان انتخاب کرده اند و چاره ای نداشتند. ولی گروه دوم را راهنمایان معینی، بصورت زندانی و برای مدت نامعلومی از تماس و ارتباط با دیگران و سایر روح ها محروم می کنند. اما در هردو حال راهنمایان در صدد علاج و بازسازیشان بر می آیند.
گروه اول اصلاحا شبح نامیده می شوند (ghost)، روحهایی هستند که بعد از مرگ جسم اکراه دارند به برزخ بروند و غالبا اثرات بسیار نامطلوبی روی سایر روحهایی می گذارند که تمایل دارند با آرامش و راحتی زندگی زمینی خود را به پایان برسانند و بروند. این گروه متهم هستند که ذهن سایرین را با سوء نیت تحت تاثیر قرار دهند و گاه به آنها روحهای شیطانی گفته می شود که اشتباه است. (آزادی ارواح بامقام روحی ارتباط مستقیم دارد. هر چه سطح روح بالاتر باشد آزادی بیشتری دارد.). این روحهای آشوبگر معمولا مربوط به عناصر نابالغی است که در زندگی قبلی روی زمین کارهای ناتمام داشته اند . متاسفانه بعضی از اوقات براحتی به روی کسانی که در حالت تمرکز و خود آگاهی هستند، گهگاه پیامهایی می فرستند که باعث تحریک و بر انگیختن آنها می شوند و آثار نامطلوبی بر رویشان می گذارند. ارواح سر گردان ارواح معنوی نیستند. راهنمایان واقعی، شفا بخش و التیام دهنده روح هستند و هیچگاه پیامهای تلخ و نامطلوب منتقل نمی کنند.
می گویند این روحهای معیوب در محلی بین کره زمین و برزخ گیر می افتند. در بیشتر موارد آنها به جهت نارضایتی زیاد و اجازه محدود، بعد از مرگ بر روی زمین باقی می مانند. ما می دانیم که یک روح خطاکار و منفی را به روش اگسورسیزم )(exorcism) که روشی برای بیرون کردن شیطان و یا اجنه و روحهای منفی است را میتوان وادار کرد که از دخالت در امور افراد زنده در جهان خودداری کنند) می توان راند.
و اما گروه دوم، روحهایی که مرتکب اعمال خلاف شده اند. اول باید بفهمیم که آیا اگر یک فرد مرتکب جنایت شود روح او هم مسئول این جرائم هست و یا از آن خطا مبری است. آیا روح و جسم از لحاظ مسئولیت اعمال، از هم جدا هستند، یا یک واحد تلقی می شوند؟ کسانی که در واقع فکر می کنند تحت تاثیر نیروهای خیر و شر قرار می گیرند از لحاظ روانشناختی دارای بیماری مغزی و ذهنی هستند. انسان قادر است بر روی ذهن و روان خود اثرات بسیار نامطلوب و مخرب بگذارد. نیازهای بیولوژیکی جسمی و فشار محرکهای محیط زندگی زمینی که برای روح ما موقتی هستند، روی ذهن و شخصیت ما تاثیر می گذارند. افرادی که با روح خود هماهنگی و همسویی ندارند، جدایی و دو گانگی در خود احساس می کنند که به آن شیزوفرنی یا بیماری دو شخصیتی و یا چند شخصیتی می گوییم. متاسفانه اکثر نیروهای منفی از درون خود ما برمی خیزد. اگر محرکهای مخرب اختلالات کارکردی هیجانزا، مداوا نشوند، روح ما از پیشرفت باز می ماند. اگر خطاها و تخلفهای ما جدی باشند به آنها اعمال شیطانی می گوییم. غالبا روح هایی که پیشرفت چشمگیری نمی کنند، دچار اعمال واقعا شیطانی و ناپسند می شوند. اما نابالغی روح الزاما باعث پذیرفتن رفتار ناشایست نمی باشد. بلکه این ناهنجاری به جهت خصوصیات نامطلوب نفس و ذهن بشریست.
دگردیسی روحی، شامل تحول ‌و پیشرفت بسوی کمال است که از طریق رویارویی مستمر و دائمی با مشکلات و مبارزه های زندگی زمینی حاصل می شود. در مواردی روح با انتخاب قبلی دچار شرایط و محیطی می شود که نمی تواند مداوما به کارهای صحیح بپردازد و کوششهای او سرکوب شده و بی نتیجه میماند. لذا ممکن است هویت روح به علت انتخاب غلط نحوه زندگی زمینی آسیب ببیند. اما در هر حال همه روح ها مسئول و جوابگوی اعمال و رفتار زندگیهای متوالی در زمین می باشد و باید در مقابل اختیار و مسئولیتی که داشته اند، پاسخگو باشند

برچسب ها
نمایش کل مطلب

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
به کمک نیاز داری؟ با ما در تماس باشید!
شروع گفتگو
سلام! برای چت در WhatsApp روی یکی از اعضای زیر کلیک کنید
بستن